تبلیغات
The Random Thoughts Of A Bipolar Kid - 169 یا پس از سال ها
I'm a goner ,somebody catch my breath
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

169 یا پس از سال ها

وقتی حذفش کردم فک نکردم هیشوقت برگردم :))
شاید دوباره یه روزی بیاد که حذفت کنم
ولی خب شاید خیلی وقته از نوشتن رفیق دیرینه قهر کردم :))
شاید بتونم دوباره بنویسم شاید حال خوب نباشه ولی دوباره بنویسم شاید بهتر شد...

شاید شد یه راهی برای فرار از خودم پیدا کردم
شاید خوشحال تر شدم
الان دیدم که فقط 9 ماه گذشته :)))

احساس میکردم باید دو سال و نیم باشه 

خب اره رفیق شاید برای تو دارم مینویسم...
مث تو که برای من مینویسی گاهی ... گاهی زیاد...
شاید چیزی بیشتر از فاک گفتن های قبلی ناشی از عدم پذیرش خود تونستم بنویسم:))
شاید کیبورد برام آشنا تر شد
شاید مستقل تر شدم شاید پذیرا تر شاید جسور تر...
شاید چند شب پشت هم مثل امشب بشینم فک کنم و فلسفه ببافم...
فک کنم به این که هیشکی برای خودم منو نخواهد خواست
که هیشکسو هیشوقت برای خودش نخواهم خواست
شاید توده ای از ماده باشیم برای جذب و دفع انرژی...
شاید تو برام بشی هل اخر ...
و بعدش هیچی...


یه هیچی بزرگ یه تاریکی مطلق
مطلق مطلق مطلق
اونوقت شاید بفهمم چرا انقد مطلق بئدن خوبه
چرا انقد اسیب ناپذیره
چرا هیچ مثال نقضی نداره شاید...


یا شاید مث دیروزم نوشته هام پاره کردم و ریختم دور
شاید اینارو پاک کردم مث اون پستایی که دیگه نیست.
شاید دیگه برام مهم نبود خونده بشم 
شاید قبلا توهم مهم بودنشون داشتم
شاید مث الان که شبه...
شاید مث حرفایی که شبا میگیم... 
:)


نوشته شده توسط :No name No where
شنبه 26 اسفند 1396-12:05 ق.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر